چقدر خوبه صدای مرجان فرساد
-
تاریخ: 1402/11/4 ساعت: 14:03
لالا لالا شکـــــوفه گلابـــیببند چشم هاتو تا آروم بخوابیلالا لالا جوونه هــــــای پونهدوباره قرص ماه تو آسمونهبخواب تا کلی خواب خوب ببینیتو باغ قصه ها آلو بچینیبری به سرزمین آبنباتیبری به خونه های شکلاتیلالا لالا شب اومده دوبارهستاره آی ستاره آی ستارهلالا لالا گل یاسی و شب بوبرو به خواب ناز عشق کوچ...
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 21:00
خدایا به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را ؟(نیما)***************************گاهی حس میکنی اما نمی تونی باور کنی...***************************کاش پاییز زودتر برسد***************************سیاه...چشمانم را میبندم تا درکش کنماین ساده ی دوست داشتنیبایداینجارا سیاه کنم مثل روزگارم...*********...
امروز مدام تکرار کردم
-
تاریخ: 1401/4/16 ساعت: 4:53
خدایا به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را ؟(نیما)***************************گاهی حس میکنی اما نمی تونی باور کنی...***************************کاش پاییز زودتر برسد***************************سیاه...چشمانم را میبندم تا درکش کنماین ساده ی دوست داشتنیبایداینجارا سیاه کنم مثل روزگارم...*********...
مرا ببخش که اینگونه دلتنگ به تو می اندیشم...
-
تاریخ: 1399/1/23 ساعت: 17:56
کجا روم که شب نداشته باشد؟کجا ک شب نداشته باشد تا از هجوم خاطرات در امان باشم؟کجا روم که بتوان فراموش کردxa0کجا روم که بتوان گریختکجا روم که خواستن نباشد+ نفسم بند نفس های کسی هست که نیست...
باران
-
تاریخ: 1399/1/23 ساعت: 17:56
زندگی با تمام قصه های ناجوانمردانه اشزیبایی های خاص خودش را داردمثلا جلوی پنجره ایستادن و تماشای بارانو گوش دادن ب صدای ناودان هازندگی ماجرای پیچیده و عجیبیست...داشتم فکر میکردم به عشقxa0به اینکه همه ی
●
-
تاریخ: 1399/1/23 ساعت: 17:56
باز هم خیره به عکست شده ام تا شایداین سِری چشم تورا چشم من از رو ببردxa0
♡~ خلاصه چشماش داستانیه~♡
-
تاریخ: 1399/1/23 ساعت: 17:56
تا حالا چشمایی که حرف بزنن دیدی؟چشمای قشنگی که وقتی بهشون نگاه کنی خودتم فراموش کنیتا حالا دیدی چشمایی که یه دنیا باشهxa0 و توش گم بشی؟+خودم اینجادلم پیش تو سرگردان است...^_*
شب بخیر گفتن ما محض ادای ادب است؛ ورنه چون شب برسد اول بیداری ماست
-
تاریخ: 1399/1/23 ساعت: 17:56
خدایا خیلی صبوریxa0دیشب اومدم دم پنجره، به آسمونت نگاه کردمخیلی آروم ابرها از جلوی ماه رد میشدندلم میخواست مثل گذشته ها ساعت ها به آسمون نگاه کنمامشبم ماه پیداست، بارون هم میباره و این خیلی قشنگهxa0نگران
عشق افسانه نیست
-
تاریخ: 1399/1/23 ساعت: 17:56
باور کنید عشق افسانه نیستxa0می شود با عشق زندگی کردعشق دروغ نیستxa0بزرگ استxa0بزرگ ب اندازه ی تاریخxa0
کاش هیچوقت وجود نداشتم
-
تاریخ: 1398/12/10 ساعت: 12:16
چقدر شب های ۲۷ سالگی امبا ۲۶xa0سالگی فرق داردچقدر کودک و چقدر پیر شده امچقدر یکباره فرو xa0ریختم و بی آرزو شدم...xa0xa0xa0
امروز روز قشنگیه
-
تاریخ: 1398/12/10 ساعت: 12:16
عشق یعنی اینکه تموم دلخوشیت چشماش باشهتموم زندگیت نگاه پاک و معصومش باشهxa0عشق یعنی اینکه دلت فقط به اسمش خوش باشهوقتی اسمش میاد دلت بلرزه...عشق یعنی اشک های یواشکی موقع شنیدن صداشیعنی مردن برای صداشعشق یعنی خواستنش تا سر حد مرگو نداشتنش تا سر حد مرگعشق یعنی شمردن روزهایی ک از آخرین دیدار گذشته...عش...
جهان نا اَمن ۲۷سالگیِ من...
-
تاریخ: 1398/12/10 ساعت: 12:16
چقدر آمدنت سنگین بود...چقدر حس غریبگی دارمانگار مرا برده ای به جایی که امیدی به بازگشت نداشته باشمxa0
آدم ها
-
تاریخ: 1398/12/10 ساعت: 12:16
قصه ی عجیبی ست زنده بودننفس کشیدنراستش امشب بیدار ماندم ک همه بخوابند و بتونم یه دل سیر گریه کنمبدون هیچ دلیلیشاید اولین باره ک تموم بد بختیا همزمان من رو احاطه کردندرد شدید جسمیو روحیمشکلات اجتماعیمش
کار امروز را به فردا نینداز
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:11
امروز, یک روز از عمر ماستیک روز از روزهایی که حق زندگی داریمیک روز که میتونیم نفس بکشیمxa0xa0xa0xa0xa0
تو همه هستی
-
تاریخ: 1398/4/3 ساعت: 16:52
تو همه هستیدلسوزی مثل مادرتکیه گاهی مثل پدرمیشه روت حساب کرد مثل برادرراز داری مثل خواهرسنگ صبوری مثل دوستxa0همراهی مثل همسرxa0تو یک نفر نیستیxa0همه ای...
....
-
تاریخ: 1398/4/3 ساعت: 16:52
xa0دلم یک جای ساده میخواهدیک جای دوریک خانهنه....فقط یک اتاق کوچککه پنجره اش رو به جنگل باز بشودوگلیمی کهنه کف اتاق ...چند گلدان لولا هم لب پنجرهxa0هر روز تعداد برگهایشان را بشمارمxa0و دلم یک دل خوش میخواهدxa0یک شب آرامxa0یک صبح با دل خوش بیدار شدن...دلم میخواهد دیگر برای فرار از مشکلاتxa0به مشکلات ...
چقدر دلم ميخواهد برايت بميرم
-
تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 8:30
و درد داشتجنگيدن براي نداشته هادفاع از انچه که به دست نياورده بودمدرد داشت ترسيدنترس از دست دادناز دستدادن انچه که به دست نياورده بودمو دردداشت...قلبم تير مي کشيدنه فقط سمت چپ سينه امتمام تنمجانمروحمتمام وجودم تير مي کشيدبراي توچقدر دلم ميخواهد به تو محبت کنمبا اينکه ديگر چيزي باقي نمانده از منچقدر ...
به خواب بگو امشب نیاد بردیده ی من، جزیره ای که مکان خواب بود، آب گرفت...
-
تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 8:30
همه آرام گرفتندو شب از نیمه گذشت...آنچه در خواب نرفتچشم من و فکر تو بود
کاش پیدا بشوی سخت تو را محتاجم
-
تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 8:30
گاه سهم بعضی ها مثل مناز دنیاهمین اشک هاییست که از دلتنگی میان دفتر شعرشان میچکدهمین حال آشفته ی دائمی ست که منقلبشان کندهمین دوری های تحمیلی ست...سهم همه نباید رسیدن باشدنباید مورد عشق واقع شدن باشدو
باز دوستت دارم...باز دوستت دارم ... باز دوستت...بازدوسـ...
-
تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 8:30
چشمانت را ببندxa0و فکر کن!به دونده ای که با مشکلی در پایش و با اینکه می داند هیچ شانسی برای برنده شدن ندارد در مسابقه دو شرکت می کند چون قول قهرمانی به فرزندش داده!یا تصور کن...ماهیگیری را که با اینکه می داند دریا طوفانی ست و صیدی نصیبش نمی شود اما باز برای روزی آن روزش دل به دریا زده...خواستم بگویم...