خدایا خیلی صبوری
دیشب اومدم دم پنجره، به آسمونت نگاه کردم
خیلی آروم ابرها از جلوی ماه رد میشدن
دلم میخواست مثل گذشته ها ساعت ها به آسمون نگاه کنم
امشبم ماه پیداست، بارون هم میباره و این خیلی قشنگه
نگران گل کوچیکم ک توی باغچه گذاشتیش هستم
میشه مراقبش باشی؟
اگه بارون آروم و نم نم بباره گلم خراب نمیشه
و خوشحال میشه از اینکه بارون میاد
به رسم هر سال درختا دارن جوانه میزنن
خیلی دلم میخواست از اول جوانه زدنشون رو ببینم
حیف یادم رفت و امروز دیدم
عشقم خوابیده؟
تو میبینیش :-)
دست خودت سپردمش، مراقبش باش
خدایا هنوز از خوابیدن میترسم
میشه یکاری کنی خواب بد نبینم ک بتونم بخوابم
داره بارون قشنگی میاد، اما ماه خودشو پنهون کرد.
خدایا نگی دیونه شده، نه ...دارم مثل هرشب باهات حرف میزنم فقط بلند بلند
برچسب:
نویسنده: متین حیدریان