از دنیا
همین اشک هاییست که از دلتنگی میان دفتر شعرشان میچکد
همین حال آشفته ی دائمی ست که منقلبشان کند
همین دوری های تحمیلی ست...
سهم همه نباید رسیدن باشد
نباید مورد عشق واقع شدن باشد
و نباید خوش حال بودن باشد
دنیا نیاز دارد به آدم هایی که
رد زخم همیشه تازه ی عشق، روی قلبشان بدرخشد
تمام روز ساکت باشند و نیمه های شب
همه ی آن بغض فروخورده ی چند ساعته را آزاد کنند
دنیا نیاز دارد به تو که بی هیچ دلیل منطقی من اینقدر عاشقت باشم
و نیاز دارد به "من" هایی که در حسرت "تو" هایی عمرشان تباه شود
و حسرت بخورند
و حسرت
و حسرت
و ...
بگذریم
حال من خوب است...
برچسب:
نویسنده: متین حیدریان